چگونگی ادراک معلمان و مدیران مدارس استان کردستان از رفاه معلم

نوع مقاله: علمی-پژوهشی (ترکیبی/ آمیخته)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری مدیریت آموزشی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران

2 استاد گروه علوم تربیتی، دانشکده ی علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه کردستان، سنندح- ایران.

3 دانشیار گروه دکتری مدیریت آموزشی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران

4 دانشیار گروه مدیریت آموزشی دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه علوم و تحقیقات تهران. ایران

چکیده

پژوهش حاضر در حوزه تحقیقات کیفی و با بهره­گیری از روش نظره­ی برخواسته از داده­ها انجام شد. مشارکت کنندگان این پژوهش، 12 نفر از معلمان و 10 نفر از مدیران بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و با تاکید بر رویکرد اشباع نظری، انتخاب گردیدند. گردآوری داده ها با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختارمند به عمل آمد. داده های پژوهش با استفاده از راهبردهای کدگذاری، در سه سطح کدگذاری باز، محوری و گزینشی مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج کدگذاری‌های چندگانه و تحلیل محتوای مصاحبه‌ها نشان داد که اولاً رفاه از نگاه مشارکت‌کنندگان یک مفهوم جامع و دارای ابعاد مادی و روانی می‌باشد؛ ثانیاً این مقوله متأثر از عوامل گوناگونی نظیر سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، عوامل سازمانی مانند مدیریت، فرایندها و اقدامات اداری، نقش مدیر مدرسه به عنوان رهبر آموزشی، عوامل فردی مانند نقش خود معلمان و ویژگی‌های شخصیتی آن‌ها، و همچنین صفات شخسیتی مدیران مدارس،(مهارت انسانی مدیران)،  عوامل حرفه‌ای مانند هویت شغلی و پرستیژ حرفه‌ای بر رفاه معلمان می‌باشد.  

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

How teachers and school administrators of Kurdistan province perceive teachers' well-fare

نویسندگان [English]

  • Salah adin Mohamadi 1
  • Nematolah Azizi 2
  • khalil Gholami 3
  • Parivash Jafari 4
1 Ph.D. Student of Educational Management, Islamic Azad University, Science and Research Branch, Tehran, Iran
2 Professor of Education, Department of Education, Faculty of Humanities and Social Sciences, University of Kurdistan, Sanandaj -Iran
3 Associate Professor, Department of Educational Management, Islamic Azad University, Science and Research Branch, Tehran, Iran
4 Associate Professor, Faculty of Management, Islamic Azad University, Science and Research Branch, Tehran
چکیده [English]

This study aims to investigate teachers' perception of their own welfare, identifying its affecting factors and suggesting mechanisms to improve teachers' welfare. As a an exploratory mixed method research both qualitative (grounded theory and quantitative (survey and correlational study) were applied simultaneously. Participants for qualitative study composed of 12 teachers in Sannadaj who were selected purposefully using theoretical sampling. Moreover, using cluster sampling 416 teachers were selected for the survey study. In order to collect data, deep interview and questionnaire were applied.
The qualitative findings showed that from the participants view point welfare is a comprehensive concept and has material and mental dimensions which can be influenced by political (state policy), social (values, attitude), economic (quantitative and cost attitude), organizational (management and process), individual (teachers' role), professional (professional identity) factors. The qualitative findings also revealed that teachers welfare can be improved through comprehensive social efforts, teachers own will and efforts, recognizing and supporting teachers professional association.
Quantitative findings showed a significant relation between teachers’ gender and material and mental welfare (t = 0.498). Additionally, positive relationship between teachers’ level of education and their perception of welfare was confirmed (t = 2.55). salary and incomes are among the most important welfare indicators. Furthermore, teachers have pointed out that the teachers’ welfare can be improved by creating a quality mechanism in education.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Material and mental Welfare
  • World Standards of Welfare
  • teachers
  • Welfare

    امروزه آموزش و پرورش یکی از مهم­ترین و حیاتی­ترین نهاد اجتماعی هر جامعه به شمار می­رود. بدون شک یکی از اجزای کلیدی و هسته­ای هر نظام آموزشی عنصر معلم می­باشد که می­تواند بسته به دانش، توانایی، مهارت­ها، علاقه و میزان انگیختگی خود، میزان تامین همه جانبه وی از لحاظ رفاهی و معیشتی نقش موثری در کیفیت خروجی­های نظام آموزشی و توسعه جامعه داشته باشد. تاریخ آموزش و پرورش نشان می­دهد، هر چه از گذشته به سمت حال حرکت کرده­ایم، حدود مسئولیت، وظایف و فرایندهای تحول آفرین، فضای نقش آموزشی و تربیتی معلمان، افزایش یافته است (Hamidi Sharif, 2003).

   تعامل چهره به چهره معلم و دانش آموزان به عنوان دو قطب اصلی نظام تربیتی، معلم را در موقعیت ممتاز و منحصر به فردی قرار  داده است، که هیچ یک از عناصر نظام آموزشی، از آن برخوردار نیستند. افزون بر این، معلم از آن جهت کارگزار و عامل اصلی آموزش و پرورش به شمار می­آید که اهداف اجرایی و متعالی نظام آموزشی، در نهایت توسط وی محقق می­شود. در نتیجه معلم به واسطه نقش برتری که دارد، باید به بازنمایی تمام و کمال خصوصیات و کیفیت­های مطلوب هر نظام آموزشی تبدیل شود (Ghaderzad and Faraji,2014). (NzulwaJoyce, 2014) نشان داد که جذب، نگهداری و توسعه شغلی معلمان جزء وظایف دولت بوده و عناصری چون تامین نیازهای اولیه معلمان، فراهم ساختن محیط کاری با ارگونومی مناسب و حاکم شدن رفتار و روابط توام با احترام میان معلمان و همکاران و مدیران را از مولفه­های مهم رفاه معلم ذکر کرده است.

   در این میان، مدیر مدرسه در کسوت یک رهبر آموزشی، می­تواند برای معلمان محیطی را فراهم سازد، که معلم نسبت به حرفه خویش به یک ارضاء درونی رسیده و از لحاظ رفاه روانی احساس مثبتی داشته باشد. بنابراین مفروضات بنیادی مثبت مدیر مدرسه در مورد انسان، می­تواند احساس کامیابی حرفه­ای معلمان، افزایش کیفیت تدریس وی، و نهایتاً بهبود ادراک معلمان از رفاه خویش را به دنبال داشته باشد. یکی از دلایلی که اهمیت رضایت شغلی مدیران مدارس را نشان می­دهد، این است که مدیران بر محیط مدرسه تاثیر می­گذارند. که این مساله به نوبه خود بر رضایت شغلی معلمان نیز تاثیر بسزایی دارد (Thekedam, 2010; Shen, Leslie & Spybrook, 2011 ) با عنایت به اینکه نقش مدیریت و رهبری در یک فضای آموزشی، برای اثربخشی کلی مدرسه، تعیین کننده می­باشد، و رضایت شغلی مدیران مدارس، نه تنها برای بهبود رضایت شغلی معلمان حیاتی می­باشد، بلکه می­تواند اثرات منفی تجارب آموزشی را کاهش دهد(Ma & Macmillan, 1999). مدیر می­تواند با بهره گیری از تقویت سرمایه اجتماعی، ایجاد فضای صمیمی و توام با احترام در مدرسه، استقرار نظام مشارکتی در انجام امور مدرسه و فراهم نمودن یک محیط حرفه­ای، در شکل­گیری نگرش مثبت معلمان نسبت به رفاه خویش، تاثیر بسزایی داشته باشد. معلم به عنوان یک انسان، دارای نیازها و خواسته­های گوناگونی می­باشد که تامین بخش عمده­ای از این نیازها بر عهده نظام رفاهی جامعه است و یکی از زیرمجموعه­های نظام رفاهی، نظام رفاهی معلمان است. نظریه پردازان علوم انسانی تعاریف متعدد و گوناگونی از مفهوم رفاه به دست داده­اند فیتزپاتریـک، در یکـی از جـامعتـرین تعریـف­هـا از رفـاه، ضـمن برشمردن شادکامی، تأمین توجیهـات، نیازهـا، اسـتحقاق و مقایـسه هـای نسبی به­عنوان مؤلفه­های مرتبط با رفاه، نظام رفاهی را بـه عنـوان نظـامی اجتماعی- اقتصادی قلمداد می­کند که اصل رفاه را به خدمت می­گیرد تـا باعث تحول اجتماعی شود. رفاه، یک اصطلاح جامع است که به بهزیستی افراد از لحاظ فیزیکی، ذهنی، اخلاقی و عاطفی، اشاره دارد(Fitzpatrick, 2003).

   تحقیقات dworkin و saha نشان می­دهد که وضعیت مبهم و نامناسب محیط کاری و رفاه عمومی معلمان بر خلقیات و انگیزش معلمان تاثیر گذاشته و این تاثیر عملکرد شغلی معلم و نهایتاً پیشرفت تحصیلی دانش آموزان را نیز تحت شعاع قرار می­دهد. معلمان در زندگی خویش علاوه بر درگیر شدن با مسائلی مانند مسئولیتهای آموزشی، سوء رفتار دانش آموزان و فقدان انگیزة آنها برای یادگیری، با مسائل شغلی و چگونگی غنی ساختن آن نیز، مواجه می­باشند(Dworkin, Gary, Saha, Lawrence, & Antwanette, 2003). یافته­های برخی از پژوهش­ها نشان می­دهد معلمان با مسائل محیطی از قبیل منابع ناکافی، دشواری در وظایف کاری، اندازة بزرگ کلاس­ها، خطرات امنیتی و بهداشتی، و موضوعات تدریس غیر مرتبط با رشته تحصیلی، مواجه بوده­اند(Achinstein, 2002). محیط فیزیکی کار، شامل محیط مطبوع و دلنشین، وسایل و امکانات مناسب، مبلمان کاری و غیره، یکی از عواملی است که تاثیر بسیار زیادی بر احساس رضایت و رفاه افراد می­گذارد(Mir Kamali et al, 2015). از جمله شاخصهای رفاهی سازمانی دیگری که می­تواند به ادراک مطلوب معلمان از رفاه خویش کمک نماید می­توان به مواردی چون: حمایت اداری، اندازة کلاس، حقوق، اوقات فراغت، منابع مورد نیاز دانش آموزان، اوضاع اجتماعی-اقتصادی دانش آموزان، قومیت دانش آموزان، عملکرد دانش آموزان، نهادهای مدرسه  و تمام تصمیماتی که محیط کاری و رفاه عمومی معلمان را متاثر می­سازد، اشاره نمود(Horng & Sun, 2009).

   قشر زحمتکش و مهم معلمان از نظر دسترسی به شاخصهای استاندارد کیفیت زندگی و امکانات رفاهی اکثراً در مضیقه می­باشند. عدم دریافت حقوق مکفی،  عدم برخورداری از نظام بهداشتی و سلامت با کیفیت و جامع، عدم دسترسی به امکانات مسافرتی و گردشگری مناسب، و نهایتاً محرومیت از داشتن یک تشکل صنفی مستقل که مدافع حقوق حرفه­ای آنها باشد، همه و همه دست به دست هم داده اند که معلمان از وضعیت رفاه خویش، تصویر مطلوبی نداشته باشند. عدم رضایت شغلی معلمان و ادراک آنها از رفاه خویش به عنوان یک پدیده­ی نامطلوب، در سطح فردی کاهش تاثیر نقش الگویی معلم، احساس سرخوردگی و اضطراب شغلی آنها را به دنبال داشته است(Alizadeh & Rezaei, 2009). و در سطح سازمانی بیانگر این واقعیت است که شایستگی نظام آموزشی به اندازه شایستگی معلمان آن است(Navidi & Barzegar, 2002).  وضعیت فعلی نظام آموزش و پرورش نه تنها شرایط لازم را برای جذب نیروی با کیفیت مهیا نمی­سازد، بلکه موجب انتقال نیرو های با کیفیت از آموزش و پرورش به آموزش  عالی و سایر دستگاه ها می­شود(Mohammadi, 2008). با یک جستجوی ساده در میان تحقیقات حوزه تعلیم و تربیت، با حجم زیادی از تحقیقاتی مواجه می­شویم که کلید واژه هایی چون انگیزه، رضایت شغلی، تعهد سازمانی، عملکرد شغلی، اثربخشی، ترک خدمت، جابجایی و غیبت معلمان را مورد مطالعه قرار داده­اند. اهمیت این واقعیت هنگامی برجسته می­گردد که بدانیم در اکثر این تحقیقات همواره عامل تامین مادی و شرایط کاری مناسب و نظام­های گوناگون جبران و حقوق و دستمزد یکی از عوامل تعیین کننده و تاثیرگذار بوده است(daolatkhahan, 2000; Dehghani Ahmadabad, 2000; Mohamadi, 2002; Mohammadi, 2007; Mirkamali, Biranvand, and Porkarimi, 2015). حجم زیاد اینگونه تحقیقات در حوزه­ی ادبیات پژوهشی تعلیم و تربیت، و گرایش بیشتر به انجام چنین پژوهشهایی در نظام آموزشی، همه گویای عدم ارضای نیازهای گوناگون مادی، معنوی، مدنی، اجتماعی، حرفه­ای، تحصیلی و غیره­ی معلمان است. 

   علیرغم تعداد زیاد مطالعات و تحقیقاتی که پیرامون معیشت و کیفیت زندگی حرفه­ای معلمان انجام پذیرفته است، اما هیچ کدام از آنها به صورت مستقل به مطالعه دقیق رفاه معلمان نپرداخته­اند و هر کدام از آنها به تنهایی زاویه­ای از این مساله را دیده و بخشی از آن را مورد تحقیق قرار داده­اند. ویژگی خاص این پژوهش نسبت به تحقیقات قبلی، تمرکز کامل و تخصصی روی رفاه معلمان و جنبه­های گوناگون آن می­باشد. علاوه بر این مشارکت مدیران مدارس در کنار معلمان، و واکاوی مساله رفاه معلمان از دیدگاه آنها نیز، یکی دیگر از مزیت­های این مطالعه به شمار می­رود.

جامعه پژوهش حاضر معلمان استان کردستان می­باشد که بنا به اعلام رسمی اداره کل آموزش و پرورش استان در سال 1395 تعداد 22379 نفر به عنوان معلم مشغول به خدمت هستند و این تعداد مسئولیت آموزش و آماده ساختن حدود دویست و هشتاد و سه هزار نفر(283000) از دانش­آموزان استان را بر عهده دارند. با یک نگاه ساده به آمار معلمان و دانش­آموزان و احتساب خانواده آنها به راحتی می­توان حدس زد که حدود نیمی از جمعیت کل استان مستقیماً با مقوله آموزش و پرورش در ارتباط می­باشند که نگرشها، عملکرد و انگیزه آنها می­تواند متاثر از یک نظام آموزشی با کیفیت باشد و این کیفیت نیز خود به میزان انگیزه و تامین همه جانبه معلمان آموزش و پرورش استان برمی­گردد.

بنابراین با عنایت به مطالب پیش گفته مسئله پژوهش حاضر از سه بعد قابل طرح است:

 الف – ابهام کلی در مورد وضعیت و کیفیت رفاه معلمان

ب- فقدان تصویر روشن از ابعاد، شاخصها و عوامل موثر بر رفاه معلمان

ج- تبیین نقش متغیرهای جمعیت شناختی معلمان در ادراک رفاه خویش

 

پیشینه نظری پژوهش

مطالعه ادبیات موضوع نشان می­دهد که به طور عام برای رفاه کارکنان و به صورت خاص برای رفاه معلمان، نظریه مستقل و مشخصی وجود ندارد. به نظر می­رسد در میان نظریه های متعدد و گوناگونی که به نحوی با رفاه ارتباط پیدا می­کنند، نظریه­های سلسله مراتبی نیازهای مازلو،  نظریه دو عاملی هرزبرگ، نظریه تقویت، نظریه انتظار، نظریه برابری، نظریه حمایت سازمانی ادراک شده، نظریه­های مرتبط با رضایت شغلی و کیفیت زندگی افراد دارای بیشترین ارتباط مفهومی با رفاه هستند. به عبارت دیگر با استفاده از این تئوریها، می­توان ابعاد گوناگون مادی، معنوی، اقتصادی، اجتماعی، سازمانی، حرفه­ای و غیره رفاه کارکنان را تبیین نمود.

یکی از ابعاد مهم رفاه، رفاه روانی می­باشد که  تحت تاثیر  عوامل زیادی از جمله محیط کاری، و ویژگیهای مرتبط با شغل قرار می­گیرد. در این خصوص، فردریک هرز برگ در نظریه مشهور دوعاملی خود عواملی که این جنبه از رفاه راه بهبود می­بخشند عوامل انگیزاننده نامیده که عبارتند از کامیابی در کار، ماهیت کار، پیشرفت و رشد فرد به سبب کار را  عوامل انگیزاننده نامید که شرایط مطلوب عوامل مذکور در مرحله نخست موجبات رضایت فرد را فراهم نموده و در مرحله بعد باعث افزایش رفاه روانی وی می­گردد. نظریه برابری که توسط استیسی آدامز مطرح گردید بر این پایه استوار است که اشخاص می­خواهند که با آنها به صورت عادلانه برخورد شود در این نظریه برابری با عنوان باوری که آیا با ما در ارتباط با دیگران به انصاف رفتار شده است؟ تعریف می­شود. بدون شک رعایت عدالت در هر جامعه و سازمان بستری را فراهم می­سازد که امکانات، منابع و ظرفیت­های سازمان با توجه به  لیاقت و توانایی افراد توزیع گردیده و از بروز  تبعیض و شکاف بین افراد اجتناب گردد در چنین شرایطی به طور معمول افراد از لحاظ روانی نیز از یک نوع تامین رفاهی برخوردار می­شوند. از دیگر نظریاتی که حمایت سازمانی ادراک شده به دنبال تامین نیازهای روانی- اجتماعی کارکنان است نظریه حمایت سازمانی(Eisenberger, Huntington, Hutchinson, & Sowa, 1986) می­باشد که بر اساس آن حمایت ادراک شده سازمانی را، تلقی کارکنان نسبت به ارزش­گذاری سازمان در مورد مشارکت آنها، در سازمان و تامین بهزیستی افراد از طرف سازمان، می­داند.

  حمایت ادراک شده سازمانی به صورت مستقیم بر سه گروه از متغیرهای سازمانی دلالت می­کند که عبارتند از: پاداش سازمانی، شرایط مطلوب کاری و انصاف و حمایت مدیران در خصوص رفتار با کارکنان. بنابراین می­توان گفت که حمایت سازمانی ادراک شده نیز به عنوان یکی از فرایندهای سازمانی در تامین رفاه کارکنان نقش بسزایی دارد. (Franc and Pavers, 1985) در نظریه خود  کیفیت زندگی را معادل ادراک فرد از رفاه معنی کرده­اند که به نظر می­رسد از رضایت در حیطه­های عمده  زندگی ناشی می­شود. بر این اساس کیفیت زندگی یک حالت رفاه ویژه است که یکی از ابعاد مهم آن توانایی انجام فعالیت­های روزانه است که خود به رفاه جسمی، روانی و اجتماعی فرد بر می­گردد. از این­رو کیفیت زندگی و رفاه از لحاظ شاخص­ها، ابعاد و حوزه­های تحت پوشش از تقارن و همپوشانی بالایی برخوردار بوده به طوری که یکی از مولفه های اصلی و کلیدی سنجش رفاه هر جامعه کیفیت زندگی در آن جامعه می­باشد. یکی از مشهورترین نظریه­های مرتبط با نیاز نظریه سلسله مراتب نیازها می­باشد که توسط آبراهام مازلو ارائه گردیده است. جامعیت این نظریه در لحاظ نمودن نیازهای گوناگون انسان و توجه به ابعاد مادی و روانی نیاز افراد بر اهمیت بیش از حد این نظریه در تبیین رفتار سازمانی افراد تاکید دارد. از اینرو فراهم کردن خدمات رفاهی مناسب برای کارکنان برای بهبود کارایی و بهره­وری سازمانی بسیار مهم ارزیابی شده است(Manju & Mishra, 2007). با عنایت به مطالب پیشین جهت رسیدن به هدف غایی پژوهش یعنی تبیین ادراک و ارزیابی معلمان و مدیران مدارس شهر سنندج از وضعیت رفاهی معلمان، سوالات ذیل مبنای انجام پژوهش قرار گرفت:

1-     ابعاد و شاخصهای رفاه از دیدگاه معلمان و مدیران آنها کدامند؟

2-     از دیدگاه معلمان و مدیران، چه عواملی در ایجاد رفاه معلم دخیل می­باشد؟

3-     آثار و عواقب ناشی از رفاه معلمان کدام است؟

 

روش شناسی

با عنایت به ماهیت، موضوع و هدف نهایی از انجام پژوهش حاضر، و همچنین با توجه به نوع داده­ها، روش گردآوری آنها و فرایند انجام کار،  به نظر می­رسد که مناسبترین روش جهت انجام این پژوهش تحقیق کیفی و بهره گیری از راهبرد نظریه برخواسته از داده ها می­باشد. جامعه پژوهش حاضر، عبارت است از  تمام معلمان و مدیران مدارس شهرستان سنندج که در سال تحصیلی 1394-1395 مشغول به خدمت بودند نمونه پژوهش، 12 نفر معلم و 10 نفر از مدیران مدارس بودند به منظور انتخاب نمونه مکفی، مطلع و مشرف به مساله پژوهش، از راهبرد نمونه­گیری هدفمند با تاکید بر رویکرد اشباع نظری استفاده شد و اعضای نمونه یکی پس از دیگری انتخاب گردیدند. جهت گردآوری داده­های پژوهش، از مصاحبه­های نیمه ساختارمند استفاده شد. به منظور تضمین قابلیت اعتماد و اطمینان از اعتبار  ابزار، تلاش شد که سوالات و مفاهیمی که در مصاحبه­ها مورد استفاده و واکاوی قرار می­گیرند، همه از ادبیات علمی موضوع و مبانی نظری حوزه رفاه و نظریه­های مرتبط با انگیزش و نیازهای انسان انتخاب گردند. علاوه بر این، به منظور بیشینه ساختن دقت و اعتبار ابزار، سوالات، مفاهیم، مسائل و اصطلاحات مطروحه در مصاحبه ها جهت مقایسه و انطباق با اصول و مفاهیم علمی حوزه موضوع مورد پژوهش، به نظر گروهی از اساتید فن و متخصصان موضوع پژوهش رسید. و نهایتاً اعتبار ابزار و محتوای حاصل از آن مورد تایید قرار گرفت. به منظور تجزیه و تحلیل داده­ها و جهت دستیابی به یافته­های نهایی،  متناسب با روش نظریه داده بنیاد از روشهای کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی استفاده و نتایج حاصل نیز در همین قالب در بخش یافته­های تحقیق ارائه شده است.

متن دوازده مصاحبه انفرادی به صورت دقیق مورد  تجزیه و تحلیل و بازبینی قرار گرفت؛  که در مرحله اول حدود 511 کد باز در مرحله دوم به 477 کد و 34 مقوله عمده کاهش یافت در مرحله سوم پس از مشاوره و بهره­گیری از نظرات و راهنمایی­های اساتید و صاحب نظران موضوع پژوهش مشاور تعداد کدهای باز و گزاره ها به 371 کد و 30 مقوله تقلیل یافت در مرحله چهارم پس از انجام مقایسه­های نهایی، 4 مقوله دیگر به خاطر تشابه زیاد و همپوشانی بالا، با سایر مقوله­ها ادغام گردید و تعداد کدهای اصلی و گزاره ها به 361 کد و تعداد مقوله­ها نیز به 26 مقوله رسید. و در مرحله نهایی پس از انجام مقایسه­های ثابت و تعیین دقیق فضای مفهومی مقوله­ها 176 کد به عنوان مفاهیم اولیه و 18 مقوله تعیین گردیدند لازم به ذکر است مقاله حاضر بر اساس 27 مفهوم و 7 مقوله کلیدی مرتبط با موضوع  نگاشته شده است.

 

مفاهیم و مقوله­های مستخرج از داده های کیفی مطالعه بر اساس روش نظریه زمینه­ای

مفاهیم

مقوله­های عمده

توضیحات

مقوله هسته­ایی

درآمد، مسکن، بهداشت، شرایط فیزیک محیط کار

رفاه مادی

منظور جنبه های عینی رفاه می­باشد که در تامین نیازهای زیستی انسان دخالت مستقیم دارند

رفاه نامطلوب معلمان

امنیت، عدالت، پرستیژ، هویت شغلی معلم

رفاه روانی

منظور شرایطی است که بیانگر آسودگی خاطر و رضایت انسان از زندگی می­باشد

برنامه­های سیاسی، آزادی، دموکراسی، وضعیت اقتصادی دولت، برنامه های دولت

عامل سیاسی

این مقوله بیانگر نگاه مسئولین و دولتمردان به امر تعلیم و تربیت و میزان امکان مشارکت سیاسی و فعالیتهای مدنی معلمان است

مدیریت، فرایند و اقدامات اداری، کانونهای صنفی، کارایی نظام آموزشی

عامل سازمانی

تمام ساز و کارهای سازمانی است که به نحوی در ارتقای کیفیت زندگی معلمان دخیل است

ارزشها، نگرشها، سرمایه اجتماعی، ویژگی­های فردی معلم

عامل اجتماعی

این مقوله بیانگر نظام اعتقادات، باورداشتها، ارزشها و نگرش­های جامعه در مورد تعلیم و تربیت و جایگاه معلمان در آن است

رابطه صمیمانه مدیر با معلمان، همدلی و پیگیری امور حرفه­ای معلمان

رهبری آموزشی

منظور از این مقوله نحوه و سبک مدیریت یک مدیر در مدرسه می باشد به گونه ای که از حالت رسمی خارج شده و به ایجاد  یک نوع ارتباط عاطفی میان مدیر  و معلمان منجر شود

کاهش علاقه و انگیزه معلم، تضعیف بعد علمی معلم، شکست یا موفقیت تحصیلی دانش آموز

پیامدهای رفاه نامطلوب معلمان

منظور حوزه ها و حیطه هایی است که بر اثر رفاه نامطلوب معلمان به صورت جدی دچار آسیب می­گردد

 

 

 

 

یافته­های تحقیق

   بر حسب سنت تحقیقات کیفی و روش نظریه برخاسته از داده­ها، تعیین کدهای اولیه و مقوله­های عمده با استفاده از راهبرد مقایسه های ثابت و در طول فرایندهای رفت و برگشت متعدد و مقایسه اطلاعات انجام پذیرفت. که در حین انجام این مقایسه­ها سعی گردید تا جایی که امکان دارد کدهای اولیه که دارای بار معنایی مشابه و متداخل بودند تحت عنوان یک مقوله واحد سازمان دهی شده و با لحاظ نمودن معیارهای مشخص مرز بین مقوله ها را از ابعاد مختلف تعیین نموده و مقوله­های دیگری خلق گردد.

 

سوال اول : ابعاد و شاخصهای رفاه از دیدگاه معلمان و مدیران مدارس کدامند؟

   در راستای پاسخگویی به سوال اول پژوهش مقوله های  شماره 1 تا 11 ( جنبه­های عینی و فیزیکی رفاه، جنبه های روانی و معنوی رفاه، حقوق و مزایای مالی، خدمات بهداشتی و درمانی، مسکن، مزایای فرهنگی و مسافرتی، امنیت، عدالت، شرایط فیزیکی محیط کار و مزایای حرفه­ای، پایگاه و پرستیژ معلم، هویت شغلی معلم) استخراج و تجزیه و تحلیل گردید. این مقوله­ها، شامل ادراک معلمان و مدیران مدارس از مفهوم رفاه و ابعاد و شاخصهای آن از نظر  آنها می باشد.   به عبارت دیگر، پاسخ به سوال اول به این شکل است که اولاً مفهوم رفاه از دیدگاه معلمان و مدیران، یک مفهوم جامع بوده و شامل دو بعد رفاه مادی و رفاه معنوی می­باشد (ابعاد کمی یا عینی و کیفی یا ذهنی) ثانیاً اینکه، در رفاه معلمان علاوه بر شاخص­های معمولی هر نظام رفاهی مانند درآمد و حقوق، خدمات بهداشت و درمان و مسکن، شاخص­های دیگری نیز ضروری و دارای اهمیت می­باشد که از جمله آنها می­توان به امکانات و تکنولوژی استاندارد و مورد نیاز برای آموزش، (رفاه آموزشی) پایگاه و پرستیژ اجتماعی معلمان، هویت شغلی آنها، مزایای حرفه­ای، شرایط مناسب محیط کار، خدمات فرهنگی و اوقات فراغت مناسب، و حتی امنیت و عدالت نیز اشاره نمود.

 

سوال دوم: چه عواملی در ایجاد رفاه معلمان دخیل می­باشد؟

  در خصوص این مساله که چه عواملی در ایجاد رفاه معلمان دخیل می­باشد؟ تجزیه و تحلیل، سازماندهی و طبقه بندی داده­های پژوهش، نشان می­دهد که عوامل متعدد و متنوعی در شکل گیری وضعیت فعلی رفاه معلمان دخیل می­باشد. این عوامل که در قالب مقوله­های عمده طبقه بندی شده­اند از دیدگاه معلمان، عبارتند از 1- برنامه­ها، اقدامات و الزامات سیاسی، 2- ویژگی­ها و نقش معلم، 3- استقلال حرفه­ای، 4- کانون­های صنفی معلمان، 5- مدیریت، 6- فرایند و اقدامات اداری، 7- کارایی نظام آموزشی، 8- نگرشها، 9- ارزشها، 10- سرمایه اجتماعی، 11- نقش رسانه­های جمعی، 12- رفاه دانش­آموزان و 13- الزامات اقتصادی.  شایان ذکر است که مدیران مدارس نیز مقوله­های مشابهی را از جمله عوامل اصلی تاثیر گذار بر رفاه معلمان می­دانند و آنها را در قالب شرایط سیاسی و بستر های قانونی، اقدامات سازمانی و مقررات اداری، ویژگی­های فردی معلم و  نظام اعتقادی و باورداشت های اجتماعی، مدیر مدرسه به عنوان رهبر آموزشی و نقش سازمانی وی سازماندهی نموده­اند. لذا از دیدگاه معلمان و مدیران آنها، موارد مذکور  از جمله عواملی تشخیص داده شده­اند که بازنگری و بهره­گیری صحیح از آنها می­تواند به بهبود رفاه معلمان منجر گردد. از نظر ماهیت، این عوامل به گونه­ای هستند که می­توان آنها را در قالب عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فردی، سازمانی و حرفه­ای طبقه­بندی نمود. 

   

سوال سوم : آثار و عواقب ناشی از رفاه معلمان کدام است؟

   هر چند عواقب و آثار ناشی از وضعیت نامطلوب رفاه در هر جامعه، بر کسی پوشیده نیست،  اما به منظور پی بردن دقیقتر به آن و دستیابی به یک تصویر علمی از  سطح و عمق آثار و پیامد های رفاه نامطلوب معلمان یک سوال به شرح زیر مطرح گردید و به آن پاسخ داده شد. آثار و عواقب ناشی از رفاه معلمان کدام است؟

   بررسی اطلاعات به دست آمده از معلمان و مدیران آنها و همچنین تحلیل داده­های  پژوهش، نشان می­دهد که عامل بسیاری از ناکارامدی­های آموزش و پرورش به ویژه در حوزه عملکرد حرفه­ای معلمان و موفقیت و شکست تحصیلی دانش آموزان، به صورت مستقیم و غیر مستقیم به کیفیت رفاه معلمان بر می­گردد. لازم به ذکر است با وجود آنکه رفاه معلمان خود معلول مجموعه متکثری از عوامل است، به نوبه خود می­تواند پیامدهای مختلفی را نیز بسته به رضایت بخش بودن یا نارضایت بخش بودن آن در پی داشته باشد با این حال نتایج حاصل از دیدگاه مشارکت کنندگان مبین آن است که معلمان وضعیت رفاهی خویش را  بشدت بر انگیزه و عملکرد حرفه­ای خود اثر گذار می­دانند. به عبارت دیگر کدهای به دست آمده برای این مقوله نشان داد که به باور معلمان، وضعیت رفاهی آنها به صورت کلی و مستقیم می­تواند بر انگیزه و علاقه حرفه­ای معلمان، کیفیت فرایند تدریس و بعد علمی معلم، عملکرد تحصیلی دانش آموزان و نهایتاً کارایی نظام آموزشی تاثیر گسترده­ای داشته باشد. مدیران مدارس نیز در یک تحلیل مشابه، بیشترین تاثیرگذاری وضعیت رفاه معلم را در کارایی مدرسه دیده، و معتقد هستند که بی­تردید یکی از حوزه­هایی که تحت تاثیر رفاه نامطلوب معلمان آسیب جدی خواهد دید، کارایی سازمانی مدارس می­باشد.

 

نتیجه­گیری و بحث

   به طور کلی یافته­ها و نتایج این پژوهش حاکی از این واقعیت است که اصطلاح رفاه از دیدگاه معلمان و مدیران آنها، یک مفهوم جامع بوده که دارای ابعاد و شاخص­های گوناگونی می­باشد. معلمان معتقد هستند که عوامل متعددی باعث شکل­گیری وضعیت فعلی رفاه آنها شده است و خود این وضعیت نیز، پیامدهای منفی زیادی را در نظام آموزشی رقم زده است.

ابعاد و شاخص­های رفاه معلمان:

در پاسخ به این مساله که ابعاد و شاخص­های رفاهی معلمان کدامند، تحلیل داده­های  پژوهش و بررسی پاسخ­های معلمان و مدیران آنها به این سوال نشان می­دهد که آنها مفهوم رفاه را به طور کلی دارای دو بعد مادی (جنبه­های عینی و فیزیکی) و معنوی (جنبه­های ذهنی و روانی) می­دانند. کدگزاری و تعیین مقوله­های عمده در تحلیل داده­های کیفی حاکی از این واقعیت است که از دیدگاه معلمان و مدیران، رفاه دارای شاخص­های گوناگونی می­باشد که از بین مقوله­های به دست آمده 9 مقوله زیر در زمره­ی شاخصهای رفاهی معلمان می­باشد.  1- حقوق و مزایای مالی، 2- خدمات بهداشتی و درمانی، 3- مسکن، 4- مزایای فرهنگی و مسافرتی، 5- امنیت، 6- عدالت، 7- شرایط فیزیکی محیط کار و مزایای حرفه­ای، 8- پایگاه و پرستیژ معلم،  9- هویت شغلی معلم.

  مطالعه ادبیات و متون علمی مربوط به رفاه نشان می­دهد که برای توصیف ابعاد آن از مفاهیم گوناگونی استفاده شده است. که همواره دو مفهوم  مادی و معنوی یا اصطلاحات مشابه با آن از قبیل عینی-ذهنی و فیزیکی و روانی به عنوان دو بعد مهم و غیر قابل تفکیک رفاه مطرح گردیده است. این یافته از تحقیق یعنی ابعاد مادی و معنوی رفاه به ترتیب با اصول 28-31-43 و 44 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (بعد مادی) همسو می­باشد. در همین رابطه یافته بعد معنوی نیز با اصول 8-20-22-23 و 34 قانون اساسی نیز همخوانی دارد.

   شایان ذکر است مواردی که در این تحقیق به عنوان شاخص­های رفاه معلمان شناسایی شده اند از لحاظ مفهومی و بار معنایی، با شاخص­های رفاهی موجود در ادبیات و سازمان­های بین المللی چون سازمان بین المللی کار، سازمان بهداشت جهانی و سازمان ملل دارای همپوشانی بوده و همسو می­باشد. نکته دیگری که در مورد شاخص­های رفاهی معلمان قابل ذکر است، اینکه در رفاه معلمان علاوه بر شاخص­های معمولی هر نظام رفاهی مانند درآمد و حقوق، خدمات بهداشت و درمان و مسکن، شاخص­های دیگری نیز در رفاه معلمان ضروری و دارای اهمیت است که از جمله آنها می­توان به امکانات و تکنولوژی استاندارد و مورد نیاز برای آموزش(رفاه آموزشی)، پایگاه و پرستیژ اجتماعی معلمان، هویت شغلی آنها، مزایای حرفه­ای، شرایط مناسب محیط کار، خدمات و کالاهای فرهنگی و اوقات فراغت مناسب، و حتی امنیت و عدالت نیز اشاره نمود.

   برای مثال (Darwish & Ahmadineia, 2011) در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که حقوق و دستمزد همواره یکی از موضوعات بحث برانگیز بین معلمان و سیاست گذاران است. اهمیت میزان و مقدار آن همیشه یکی از مسائل کلیدی محافل بوده که گاه به اعتصاب و نا آرامی نیز کشیده شده است. یافته­های مربوط به این سوال با تحقیقات مشابه قبلی سازگار می­باشد برای نمونه (Baroni, 2013) در تحقیق خود با عنوان تاثیر کمی گسترش آموزش بر رشد اقتصادی و رفاه خانوارهای شهری و روستایی در ایران به این نتیجه رسیده که سرمایه انسانی از طریق افزایش کیفیت و افزایش مهارت­های نیروی کار باعث افزایش میزان دریافتی نیروی کار و متعاقب آن افزایش رشد اقتصادی می­گردد. (Rugher, Mousavi & Azeri Bani, 2015) نیز در پژوهش خود به این نتیجه رسید که میزان دسترسی افراد به تحصیلات و آموزش رابطه مستقیمی با افزایش رفاه آنها دارد.

    

     عوامل موثر بر رفاه معلمان:

    در خصوص این مساله که چه عواملی در ایجاد رفاه معلمان دخیل می­باشد؟ تجزیه و تحلیل، سازماندهی و طبقه بندی داده­های پژوهش، نشان می­دهد که عوامل متعدد و متنوعی در شکل گیری وضعیت فعلی رفاه معلمان دخیل می باشد. این عوامل که در قالب مقوله­های عمده طبقه بندی شده اند عبارتند از 1- برنامه ها، اقدامات و الزامات سیاسی، 2- ویژگی­ها و نقش معلم، 3- استقلال حرفه­ای، 4- کانون­های صنفی معلمان، 5- مدیریت، 6- فرایند و اقدامات اداری، 7- کارایی نظام آموزشی، 8- نگرشها، 9- ارزشها، 10- سرمایه اجتماعی، 11- نقش رسانه­های جمعی، 12- رفاه دانش­آموزان و 13- الزامات اقتصادی.

  شایان ذکر است که مدیران مدارس نیز مقوله­های مشابهی را از جمله عوامل اصلی تاثیر گذار بر رفاه معلمان می­دانند و آنها را در قالب شرایط سیاسی و بستر های قانونی، اقدامات سازمانی و مقررات اداری، ویژگیهای فردی معلم و  نظام اعتقادی و باورداشت­های اجتماعی، مدیر مدرسه به عنوان رهبر آموزشی و نقش سازمانی وی سازماندهی نموده­اند.

  لذا از دیدگاه معلمان و مدیران مدارس، موارد مذکور از جمله عواملی تشخیص داده شده­اند که بهره­گیری صحیح از آنها می­تواند به بهبود رفاه معلمان بیانجامد. از نظر ماهیت این عوامل به گونه­ای هستند که می­توان آنها را در قالب عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فردی، سازمانی، و حرفه­ای طبقه­بندی نمود.  در ارتباط با تفسیر و تبیین این یافته می­توان گفت از آنجا که اصطلاح رفاه یک  مفهوم جامع و دارای ابعاد گوناگون می­باشد و همچنین درک افراد، گروه ها و جوامع مختلف بسته به زمان و مکان در مورد این مفهوم، نسبی می­باشد؛ لذا در ایجاد، تغییر و بهبود آن نیز معتقد به عوامل گوناگونی هستند. گاه این اعتقاد به گونه­ای است که هر چیزی را بدون تعیین مرز و حدود مشخصی عامل ایجاد و تغییر رفاه می­دانند. چنانچه یافته­های این تحقیق نیز حاکی از این واقعیت است.

  نتایج این سوال با نتایج تحقیقات مشابه همسو می­باشد. برای مثال نتایج تحقیق(Pour Ashraf & Tolabee, 2009) نشان داد که کیفیت زندگی کاری معلمان، ویژگیهای حرفه معلمی، ویژگی­های فردی، محیط اجتماعی- اقتصادی و تخصصی کردن یا حرفه­ای کردن شغل معلمان، از عوامل اساسی تأثیرگذار بر ماندگاری با انگیزه معلمان و تمایل آنها برای تلاش بیشتر و تداوم همکاری در حرفه معلمی است. حال اگر ماندگاری معلمان در شغل خود و انگیزه و تلاش بیشتر آنها را محصول رضایت آنها از وضعیت رفاه و شغل خود بدانیم و رضایت معلمان را بخشی از نتیجه وضعیت معیشتی و رفاه مطلوب آنها تلقی نماییم، به این نتیجه می­رسیم که عوامل فوق الذکر به صورت غیر مستقیم با رفاه معلمان مرتبط می­باشد. مطالعه دیگری نشان داد که میزان احساس محرومیت، میزان نیازهای ارضاء نشده، بی­عدالتی سازمانی منزلت اجتماعی شغل و تحصیلات معلمان،  جمعاً حدود 63 درصد تغییرات نارضایتی شغلی معلمان را پیش­بینی نموده اند(Moeidfar & zahani, 2005; Hazar jaribi, 2011). نیز در تحقیق خود که پیرامون عوامل موثر بر رفاه در شهر تهران انجام داده است به این نتیجه رسید که عواملی چون اعتماد به مسئولان، دینداری، پایگاه اقتصادی و اجتماعی افراد و احساس عدالت اجتماعی، دارای رابطه مثبت(مستقیم) با میزان رفاه اجتماعی در بین افراد می­باشد.

پیامدهای رفاه معلمان:

  بررسی اطلاعات به دست آمده از معلمان و مدیران و همچنین تحلیل داده­های تحقیق، نشان می­دهد که عامل بسیاری از ناکارامدی­های آموزش و پرورش به ویژه در حوزه عملکرد حرفه­ای معلمان و موفقیت و شکست تحصیلی دانش آموزان، به صورت مستقیم و غیر مستقیم به کیفیت رفاه معلمان بر می­گردد. لازم به ذکر است با وجود آنکه رفاه معلمان خود معلول جمع کثیری از عوامل است، به نوبه خود می­تواند پیامدهای مختلفی را نیز بسته به رضایت بخش بودن یا نارضایت بخش بودن آن در پی داشته باشد با این حال نتایج حاصل از دیدگاه مدیران و معلمان مبین آن است که وضعیت رفاهی معلمان می­تواند بشدت بر انگیزه و عملکرد حرفه­ای معلمان اثر بگذارد. اطلاعات استخراج شده از مصاحبه­ها و تاکید بیش از حد مشارکت کنندگان بر آثار و عواقب ناشی از وضعیت رفاه بیانگر اهمیت این مقوله می­باشد به عبارت دیگر تحلیل داده­های حاصل از مصاحبه­های معلمان نشان داد که وضعیت رفاه معلمان به صورت کلی و مستقیم می­تواند بر انگیزه و علاقه حرفه­ای آنها، کیفیت فرایند تدریس و بعد علمی معلم، عملکرد تحصیلی دانش آموزان و نهایتاً کارایی نظام آموزشی تاثیر گسترده­ای داشته باشد.

  مدیران مدارس نیز در یک تحلیل مشابه، بیشترین تاثیرگذاری وضعیت رفاه معلم را در کارایی مدرسه دیده، و معتقد هستند که بی­تردید یکی از حوزه هایی که تحت تاثیر رفاه نامطلوب معلمان آسیب جدی خواهد دید، کارایی سازمانی مدارس می­باشد. به نظر می رسد که تحلیل تفسیر معلمان و مدیران از آثار نامطلوب رفاه معلمان، تا حدود زیادی دارای همپوشانی معنایی بوده و تنها تفاوت تحلیل این دو گروه را در سطح و حوزه  آسیب، می­توان یافت. به عبارت روشنتر معلمان علاقه و انگیزه حرفه­ای خویش، عملکرد تحصیلی دانش آموزان و نهایتاً کارایی نظام آموزشی را قربانی رفاه نامطلوب خود می­دانند. در صورتی که مدیران دامنه آسیب ناشی از رفاه نامطلوب معلم را به حوزه حرفه­ای خویش، یعنی کارایی مدرسه، محدود ساخته اند. در نتیجه به صورت منطقی، اینکه افزایش و بهبود رفاه معلمان احتمالاً کیفیت موارد مذکور را تقویت بخشیده و ارتقا می­دهد و برعکس، رفاه نامطلوب آنها می­تواند در تضعیف و کاهش کیفیت موارد بالا تاثیر مستقیم داشته باشد

نتیجه این سوال نیز با یافته­های تحقیقات قبلی سازگار است به عنوان نمونه علیزاده و رضایی (Alizadeh & Rezaei, 2009) در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که رفاه نامطلوب معلمان در سطح فردی،  کاهش تاثیر نقش الگویی معلم، احساس سرخوردگی و اضطراب شغلی را به دنبال دارد (Alizadeh & Rezaei, 2009). یافته تحقیق دیگری نشان می­دهد که پیآمد معلمان بی انگیزه و بی­رمغ متوجه سازمان و نظام آموزشی می­گردد و در سطح سازمانی بیانگر این واقعیت است که شایستگی نظام آموزشی به اندازه شایستگی معلمان آن است ( Navidi & barzegar, 2003). همچنین در راستای تایید نتیجه این سوال (Maleki, 2003) در پژوهش خود به این نتیجه رسید که در سطح ملی، آموزش و پرورش کلید توسعه محسوب می شود. و موفقیت و سعادت ملتها و آینده­ی هر کشوری را می توان از سیمای کنونی آموزش و پرورش و کیفیت زندگی معلمان آن دریافت(Maleki, 2009).

 به هر حال از آنجا که کارکنان توانمند، با انگیزه، مسؤلیت­پذیر، خلاق و برخوردار از رفتارهای مناسب شهروند سازمانی ثروت و مزیت رقابتی هر سازمانی به حساب می­آیند، از این­رو تردیدی نیست که خدمات، فعالیتها و امکانات رفاهی که سازمانها برای پرسنل خود فراهم می­کنند می­بایست به منزله یک سرمایه­گذاری عقلایی و راهبردی در نظر گرفته شود(Singla & Goyal, 2015). بر همین اساس نتایج مطالعات انجام شده در خصوص  نقش و اهمیت رفاه کارکنان در حیات سازمانی نشان می­دهد که تسهیلات رفاهی در سازمانها نه تنها به سازمانها کمک می­کند تا بسوی تأمین رضایت شغلی کارکنان حرکت نمایند بلکه آن همچنین یکی از با ارزش­ترین و بهترین فعالیتهای یک سازمان ارزیابی می­شود. به هر حال از جمله دلایلی که ضرورت پرداختن به مسائل رفاهی معلمان را همانند سایر کارکنان به یک اقدام فراگیر مبدل و در کانون توجه مدیران سازمانها و همینطور اندیشمندان حوزه مدیریت رفتار سازمانی در آموزش و پرورش قرار داده است، می­توان به موارد زیر اشاره نمود:

  1. وجود شرایط رفاهی مناسب سبب بهبود کارایی معلمان شده و بهره­وری آنان را به طور قابل توجهی افزایش می­دهد؛
  2. زمینه بهبود روحیه کاری آنان را فراهم می­کند. این امر سبب تقویت این احساس می گردد که به آنها به طور مناسبی توجه می­گردد؛
  3. در کاهش غیبت و خروج معلمان از سازمان مؤثر است؛
  4.  به بهبود فضای انسانی و احترام متقابل میان افراد و کاهش مناقشات سازمانی کمک می­کند؛
  5. تغییرات قابل توجهی در در دیدگاه معلمان نسبت به سازمان ایجاد می کند و سبب بهبود ایمان و اعتماد کارکنان نسبت به مدیریت سازمان و همچنین فعالیت مشتاقانه و مسؤلانه آنان در سازمان می گردد؛ و
  6. از آسیبها و بیماریهای سازمانی در سازمان می کاهد و بهداشت روانی و جسمی معلمان را بهبود می­بخشد.

  با این حال نتایج مطالعه(Singla & Goyal, 2015) نشان می­دهد که اکثریت کارکنان از بیشتر خدمات رفاهی و شاخصهای آن که توسط سازمانها ارائه می­شود رضایت ندارند. و نتایج  مطالعه (Moss, 1999) در ایالات متحده آمریکا نیز نشان می­دهد که فعالیت تحت فشار و تنش کارکنان به طور چشمگیری بر توانایی و اثربخشی عملکرد آنها اثر منفی می­گذارد. مع­الوصف و نظر به اهمیت و نقش وضعیت رفاهی معلمان در  بهبود عملکرد حرفه­ای آنها، سطح و کیفیت یادگیری دانش­آموزان و در نهایت کارایی و اثربخشی نظام آموزشی، مدیران و دست­اندرکاران نظام آموزشی کشور می­بایست بهبود وضعیت رفاهی معلمان را به عنوان یک رسالت راهبردی در اولویت برنامه­های خود قرار دهند و در اندیشه بهره­گیری از سازوکارهایی باشند که برایند آن خوشنودی روانی و مادی معلمان را در پی داشته باشد.

Achinstein, B. (2002). Conflict amid community:The micropolitics of teacher collaboration. Teachers College Record, 104 (3), 4212-4455.

Alizadeh, E & Rezaei, A M.(2009). Examining the social status of a teacher's professional and its changes over the past three decades. Faslnami moaavari hai aamoozeshi. Shm=omari 29. Sal hashtom. Bhar

Baroni, M & Ghaderi H.(2013.( The Little Impact of Education Extension on Economic Growth and Welfare of Urban and Rural Households in Iran: With the Approach of Structural Laser Analysis. Majalai bhdasht va toseh-sal dovom,shomari sevom, paeez

Bosibori, Y. W., Nyakundi, A. W.,  Charles, M., and Walter, O. (2012). Role of Employee Welfare Services on Performnace of the National Police Service in Kenya: A Case of KISII CENTRAL DISTRICT. International Journal of Arts and Commerce, 1(7), 73-95.

Cascio, W. (  Managing human resources: Productivity, quality of work life. New York: McGraw-Hill

Darwish, H & Ahmadinia, H. (2011) . Study of the payment system of the education department of Zanjan province according to the law of the state service management: the explanation of the individual role.payanameh khvshenasi arshad daneshkadeh modirit va hesabdari daneshgah pyamnoor Tehran

Davlatkhahan, M (2001). Investigating the Organizational Threat of Managers with Their Job Satisfaction in High Schools of Tehran . payanameh khvshenasi arshad modiriat aamoozeshi. daneshkadeh ravanshenasi va oloom tarbiati daneshgah tehran

Dehghani A& Abad, A.(2001). The Relationship between Psychological Characteristics and Job Satisfaction among Teachers of Retarded Mentally Students . payanameh khvshenasi arshad koodakan estesnaii.  daneshkadeh ravanshenasi va oloom tarbiati daneshgah tehran

Dworkin, A. G., Saha, Lawrence. J., & Hill, A. N. (2003). Teacher Burnout and Perceptions of a Democratic School Environment. International Education Journal, 4 (2), 2003.

Eisenberger, R., Huntington, R., Hutchinson, S., & Sowa,D.(1986). Perceived organizational support. Journal of Applied Psychology, 7 (3), 500-507.

Ferrance.C: powers, M(1985). Quality of life index: Devlopment and propertied. adv narsci .vol(8):Pp.2-10

Fitzpatrick, T (2002). Welfare Theory. Hormoz Homayounpour translation .tehran. moasesaieh aali pajoohesh taamin ejtemaei

Ghaderzadeh, O & Faraji, S.(2014). Analysis of teachers' experiences of being two. Rahbord farhang. Shomareh 26. Tabstan 2014

Hamidi Sharif, W (2003). Teacher last month.mahnameh gozaresh shomari 146

Hazar Jaberi, J&  Safari Shali,R.(2012). Social welfare anatomy. Tehran entesharat jameh va farhang

Hezar Jaberi, J.(2011). Social welfare and factors affecting it . Majali pajohesh va barnameh rizi shahri.sal dovom shomareh panjom. Tabestan 2011

Hu, M. L., Horng, J. S. & Sun, Y. H. C. (2009). Hospitality teams: Knowledge sharing and service nnovation performance. Tourism Management, 30 (1), 41-50

Jawahar Babu K.V.S.N., & KALESHA MASTHAN VALL, S. (2012). Recent trends in factories welfare measures, Academisia: An International Multidisciplinary Research Journal, 2(12), 252-26.

Kamkari, K.,  Ghafourian, H., and Ghadami, M. H. (2014).  Impact Welfare Services and Benefits on the Performance of Staff of the Inspector General Organization. J. Appl. Environ. Biol. Sci., 4 (3), 114-119.

Lagat, A. C., Mutai, B. K.., and  Kosgey, I. S (2014). Importance of Employee Welfare and Performance: The Case of the UASU at Egerton University, Kenya. European Journal of Business and Management, 6 (7), 205-211.

Latifi, G.(2010). Fundamentals of Planning and Social Policy . Tehran. Jahad daneshgahi daneshgai alameh tabatabaii

Ma, X. & MacMillan, R. (1999). Influences of workplace conditions on teachers’ job satisfaction. The Journal of Educational Research, 93, 39-47.

Macaroni, D.(1999). Social welfare, structure and performance. Tarjomeh mohamad taghi jogataii va faridheh hemati.teharn. daneshgai oloom behzisti

Maleki, H.(2010). Assessing the teachers' job status in comparison with the work group. Majali rastan shomareh 5

Manju, B. & Mishra, S. (2007), The Principles for Successful mplementation of Labour Welfare Activities. From Police Theory to Functional Theory: Retrieved from http://www.ijac.org.uk/images/frontImages/ gallery/Vol1no7december 2012/8.pdf.20/03/2013

Manzini, H., & Gwandure, C. (2011). The Provision of Employee Assistance Programmes in South Africa Football Clubs. University of the Witwatersrand, Johannesburg. South Africa.

Meijli, J.(1999). Social welfare in the world . Translation by Mohammad Taghi Jugatei . Tehran. Daneshgai oloom beizisti

Mirkamali, SM, Beyranvand, M and Pourkarimi, J (2015). Job satisfaction survey of Khoramabad school principals and providing solutions for increasing their job satisfaction . Faslanmeh pajoohesh haieh rahbari va modiriat aamoozeshi.daneshgah alami tabatabaii. Doreh dovom. Shomareh 6. Zemestan 12394

Mohammadi, T.(2003). Relationship between job characteristics and job satisfaction of Kermanshah official prison staff . payanameh khvshenasi arshad modiriat aamoozeshi. daneshkadeh ravanshenasi va oloom tarbiati daneshgah tehran

Mohammadi, S.(2007) . The Relationship between Organizational Identity, Job Satisfaction and Organizational Commitment among High School Teachers in Sanandaj. payanameh khvshenasi arshad modiriat aamoozeshi. daneshkadeh ravanshenasi va oloom tarbiati daneshgah tehran

Mohammadi, A.(2008). Evaluation of Human Resources Planning in Iranian Education and its Problems . Faslnami taalim va tarbiat. Shomareh 9

Mojdefar, S & Ghorbanali, Z. (2005). Investigating the degree of job dissatisfaction of teachers and contemporary social factors on it . Majali jameshenasi iran. Doreh sheshom shomareh 1

Moss, I. (1999). Welfare in the United States. Retrieved on July 19, 2016 fromhttp://www.associatedcontent.com/article/319080welfare-in-the-

Navidi, a & barzgar, m. (2003). Ways to Improve the Social Status of Teachers . Faslnameh talim va tarbiat.sal 19. Shomareh 2

Nazari Pour, S.(2012). Study of Cultural Writers of Department of Education in District 1 of Karaj regarding the Welfare of Welfare Programs. Payanami arshad daneshkadi oloom ejtemaei daneshgai alameh tabatabaii

Babazadeh Khorasani, B  &Shadkar, M S (2015). Investigating the dependence of the welfare of the people of the developing society on macroeconomic variables. Shomareh 110. Bahaar 2015

Norman, B.(2001). Social Welfare. Translated by Akbar Shahsani and Morteza Nourbakhsh . Entesharat samt.

Nyakwara, S., Shiundu, J., & Gongera, G. E. (2014). Evaluation of Employee welfare Facilities as an Intervention strategy of Industrial Unrest on Organization Performance: Case of Mumias Sugar Company. European Journal of Business and Management, 6 (29), 209-219.

Pour Ashraf, Y & Tolaby, Z. (2009) Qualitative approach to contemporary factors on the willingness of teachers to last forever .. Taleem va tarbiat. Sal bist va panjom. Tabstan 1388 shomareh 2

Raghfar, H, Azari Bani, B & Mousavi, M (2015) Study of the income of the pulpit on the high consumption of male headed households in Iran . Majali pajoohesh va raibord. Paeez 1394. Doreh 22 shomari 83

Shen, J. Leslie, J. M. Spybrook, J. K. & Ma, X. (2011). Are principal background and School processes related to Teacher job satisfaction? A multilevel study using schools and staffing survey 2003-04. American Educational Research Association, 49(2), 200‐230.

Singla, A. K., & Goyal, C. (2015). Employee Action in SMEs: A Study of DOABA Steel Mills. International Journal In Applied Studies And Production Management, 1 (2), 37-50.

Thekedam, J. S. (2010). A Study of job satisfaction and factors that Influence it. Management and Labour Studies, 35(4), 407‐417.

Willemse, N., and de Beer, P. (2012). Three worlds of educational welfare states? A omparative study of higher education systems across welfare states. Journal of European Social Policy, 22 (2), 105-117.

Zhan, L. (1992). Quality of Life: Conceptual and Measurement Issue. Journal of Advanced Nursing, 17 (7), 795-800.